گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
او را که یک مدیر نمونه بود در اخلاق و جوانمردی و انسانیت.
در جرم عزل کردنش همین بس که مسئولیت ستاد انتخاباتی موسوی را در بخش زنان منطقه عهده دار بود.
حالا می دانم او که نباشد جایش برای همه ی ما خالی است؛ برای من و همکارانم و برای یک یک بچه هایی که مطمئنم اولین روز مدرسه را با یک علامت سؤال بزرگ آغاز می کنند ، و من نمی دانم جواب چهره های بهت زده شان را چگونه بدهم؟
بچه هایی که اگر روزی به عمق فاجعه پی ببرند، چیزی جز نفرین بر زبانشان جاری نخواهدشد.
حاصل حکومت جاهلان جز بی عدالتی و هرج و مرج نیست :
"چونکه بی تمییزیانمان سرورند
صاحب خر را به جای خر برند
مولوی"
· به یاد نوزدهمین سالگرد درگذشت شاعر زمستان "مهدی اخوان ثالث"
قاصدک! هان،چه خبر آوردی؟
از کجا، وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی،اما،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری،نه ز دیّار و دیاری- باری،
برو آن جا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آن جا که ترا منتظرند.
قاصدک !
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ،
با دلم می گوید
که دروغی تو،دروغ
که فریبی تو،فریب
قاصدک ! هان،ولی...آخر...ای وای!
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام،آی!کجا رفتی؟آی...!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی،جایی؟
در اجاقی- طمع شعله نمی بندم- خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.