گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
نادر ابراهیمی هم رفت...
مثل همه ی آن هایی که در روزگار من رفتند.مثل قیصر،مثل آتشی،مثل م.آزاد،مثل سید حسن حسینی و مثل هزاران کس دیگر...
نام نادر را نخستین بار در کتاب ادبیات سال سوم دبیرستان دیدم.متنش را هم نخستین بار همان جا خواندم.بخشی از رمان "سه دیدار" بود.باز آفرینی از زندگی امام خمینی با بیانی هنرمندانه.
بعدها دیدم"بار دیگر شهری که دوست می داشتم"هم زیباست.
"چهل نامه ی کوتاه به همسرم"را در دست دوستی دیدم که بدجوری شیفته ی نثر کتاب شده بود.تورقی کردم و دیدم :نه!انگار من هم خوب دارم لذت می برم.
راستی!فراموش نکنم از ترانه ای که برای ایران سروده بود و نخستین بار محمد نوری در سالن همایش های بین المللی صدا و سیما اجرایش کرد.زیبایی این ترانه نیز کمتر از نثرش نبود.
همایش،همایش چهره های ماندگار بود.
کاش آنجا نادر هم یک چهره ی ماندگار می شد!...